تبليغاتX
تحریریه خاموش - بوی گند سال 87 می آید!

بوی گندی به مشامم می رسد. بوی گند سال ۸۷. راستش بوی این گند بزرگ حتی از بوی نفت هم بدتر است. نفتی که قرار بود سر سفره مان بیاید و حالا نان سفره مان را هم با خودش برده و نان ما را بریده. به هر حال تحویل این سال تهوع آور بر شما گرامی! سال را با شعری از سید علی صالحی شروع کنم بهتر است.

 

سال به سال/ هر سال/ يک سينً ساده

از سفره هفت سينً ما کم مي شود،

چرا...؟

 

پريا مي پرسد،

پريا دخترً يکي از کارگرانً همين خطً واحد است.

 

سال به سال / هر سال / هزار مشقً دشوار / بر شبً تکليف و ترانه ما تحميل مي شود،

چرا...؟ / چرا نمي گذارند/ کسي در امتحانً دشوارً نان و سرپناه و سايه / قبول شود؟

 

پريا مي پرسد،

پريا دخترً يکي از کارگرانً نيشکرً تلخاب است.

 

سال به سال / هر سال

...

(بگذار سخن بگويم،) / واژه ها بي وثيقه آزاد نمي شوند،/ اين کيفرخواستً تباني با ترانه زندگي ست؟

پريا نمي پرسد / من مي گويم،/ پدر من هم / يکي از کارگرانً خسته همين جهان بود.

سال به سال / هر سال / صحبت از نفت و چراغ و سپيده دم است / صحبت از سفره گشودنً صبح است / صحبت از علاقه عجيبي / به اسمً عدالت است،

اما پرده ها تاريک / پدرها خسته / سفره ها خالي،

سال به سال / هر سال

...

 

(بگذار سخن بگويم،) / بگذار هر چه مي خواهد ببارد / ببارد از سنگ، از سياهي، از سکوت، / ما نوميد نمي شويم / ما همچنان

سفره بي سينً خانواده خود را / با الفبايً تمامٍ عيارً عشق مي آراييم،

اين را من نمي گويم

مادرانً ما مي گويند،

 

+ نوشته شده توسط احمد جلالی فراهانی در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 و ساعت 8:43 |