شناسنامه ام می گوید سیزدهمین روز خرداد فصل شکفتن من بوده است. لابد! کسی چه می داند؟ شاید هم شناسنامه ام دروغ بگوید! هر چه که هست حالا سی و سه بهار از آن همه خرداد می گذرد و من هنوز پیرم! درست مثل حضرت آدم. راستش نوشتن برای من بدترین کار است. گناه ناکرده. زهر ننوشیده و جرم نپوشیده. با این همه این بدترین کار شغل من است. نوشتن و نوشتن و نوشتن! هر روز در روزنامه ها شما را می نویسم و گاهی در اینجا خودم را. البته این تمام من نیست. شاید تمام من زخمه ایست که گاه گاهی به سه تاری می زنم. و این تمام دار و ندار من است. احمدک دبیر! پیرترین کودک دنیا که هنوز هم کودکانه دنیا را تجربه می کند. به همان سادگی و همان خوش باوری!