تبليغاتX
تحریریه خاموش

حقا که روزنامه نگاری در روزگار ما مصیبت است. از مصیبت هم بدتر است. دور از جون شما مرض است. نمونه اش ماجرایی است که بر سر خبرنگاران روزنامه ایران رفته و می رود.از صدقه سری مدیران جدید روزنامه ایران بالاخره توبیخ هم شدیم. آنهم در یک اقدام غیر قانونی و خلاف قانون کار. " مسعود گودرزی " مدیر اداری مالی روزنامه ایران در اقدامی غیر قانونی بدون صدور هیچ گونه تذکر کتبی یا شفاهی قبلی، اقدام به توبیخ کتبی بنده نموده است. می نویسم اقدام غیر قانونی چون بر اساس ماده 27 فصل اول قانون کار مصوب سال 1368 مجلس شورای اسلامی، هیچ کارفرمایی حق ندارد بدون تذکر کتبی ، آنهم پس از نظر مثبت شورای اسلامی کار و یا انجمن صنفی مربوطه، اقدام به تنبیه انضباطی کارگر نماید. این همه در شرایطی اتفاق می افتد که درهیچ یک از مواد قانون کار واژه ای تحت عنوان " توبیخ کتبی " وجود ندارد.

البته ماجرا تنها به من ختم نمی شود. ۴ نفر دیگر از خبرنگاران و عکاسان روزنامه ایران هم اخطار و تذکر کتبی دریافت کرده اند. از همه بدتر ماجرای سعید خامسی پور است که تنها به دلیل آنکه نخواسته اضافه کاری انجام دهد و بیشتر از وقت کاری معین در روزنامه کار کند اخراج شده است. غیر از این همه گوشه نشین کردن خبرنگار پر سابقه دیگری در روابط عمومی روزنامه هم سخت دردناک است.

خبرنگار یا کارمند

لابد می پرسید چرا توبیخ شده ام؟ جوابش در طرح جدیدی است که برای آمد و خروج روزنامه نگاران در روزنامه اجرا می شود. در طرح مدیران جدید روزنامه که پس از رفع توقیف روزنامه زمام امور روزنامه را به دست گرفته اند ملاک عملکرد خوب خبرنگاران اول زمان ورود و خروج آنهاست و بعد از آن نوشتن مطلب خوب. بر اساس این طرح هر خبرنگاری باید قبل از رفتن به مأموریت کاری به روزنامه آمده و کارت ورود بزند. به این ترتیب اگر مثلاً شما با مسئولی قرار مصاجبه برای ساعت 7 تا 10 صبح داشتید باید ابتدا به روزنامه بیائید و کارت ورود بزنید و سپس با زدن کارت خروج و دریافت برگه مأموریت به محل مصاحبه بروید. از دیگر جزئیات این طرح آن است که اگر شما مثلاً ساعت 7 بعداز ظهرتا 10 شب که خارج از ساعت کاری شماست برا ی تهیه گزارشی به جایی باید بروید، باید پس ازاتمام مأموریت کاری تان دوباره به روزنامه بازگردید و کارت ورود و خروج بزنید. در غیر این صورت شما خلاف قانون عمل کرده اید و کسری کار خواهید خورد! چیزی شبیه پادگان! با اجرای این طرح بسیاری از خبرنگاران روزنامه با کسری کار بسیار مواجه شده اند و خود بنده فکر کنم این ماه اصلاً حقوق نداشته باشم! این وسط دیدن خوش خدمتی کسانی که در ایام اصلاح طلبان به میز و مقام رسیدند هم عالمی دارد و سخت تماشایی است! 

 

+ نوشته شده توسط احمد جلالی فراهانی در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 و ساعت 12:20 |

نه به جان شما! اصلاً قصدم شوخی و توهین به خانم های محترم ایرانی نیست. دور از جون خانم‌هاي ايراني البته! اما اين جمله را ديروز مديركل دفتر امور زنان وزارت آموزش و پرورش در جمع خبرنگاران گفته، او اعلام کرده براساس گزارش جهاني پكن در سال 1995 زنان 427 سال از مردان عقب‌ترند و اين بيانگر اهميت تلاش مجدانه براي برداشتن اين فاصله است. او البته در ادامه گفته حضور 64 درصدي دختران در دانشگاه‌ها و جمعيت 10 هزار نفري زنان عضو هيات علمي دانشگاه‌ها از دستاوردهاي ارزنده انقلاب است. این خبر را بگذارید کنار خبری که به نقل از پژوهشگران ثابت می کند که ضریب هوشی مردان بیشتر از زنان است. و آن وقت چه بلوایی که نمی شود. خدانکند بشود! همین حالا که این نوشته را می نویسم مطمئنم مورد هجوم فیمینیست های دو آتشه قرار خواهم گرفت. بنابراین همین جا رسماً اعلام می کنم این نظرات نظرات من نیست. و بنده در این باره فقط راوی ام و لاغیر. علی ایحال می توانید نتایج تحقیقات پرفسور "پائول آیرینگ" دراینجا ببینید. او در تحقیقاتش به این نتیجه رسیده که تعداد مردانی که ضریب هوشی بالای 120 دارند دو برابر زنان است.

 

+ نوشته شده توسط احمد جلالی فراهانی در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 و ساعت 1:32 |

پرویز یاحقی هم رفت. بله حقیقت دارد. خبر مثل تمام خبرهای تلخ تیز و بران است. زهر هلاهل است. لعنتی است که به تف آدمی هم نمی ارزد. هنوز دو ماه از مرگ ناگهانی ناصر عبدالهی و بابک بیات نگذشته که "فرامرز صدیقی پارسی" معروف به "پرویز یاحقی" ، نوازنده برجسته و بی نظیر ویولن به دیار باقی شتافت .  پنجه پولادین و ناگزیر مرگ دوره افتاده میان اهالی موسیقی و سر آرام شدن ندارد.

گفته می شود این نوازنده بزرگ موسیقی ایران، صبح امروز در منزل خود در تهران درگذشته است.داود گنجه ای ،موسیقیدان و نوازنده کمانچه ضمن ابراز تاسف شدید خود با اعلام این خبر به نقل از دکتر جهانشاه برومند(نوازنده ویولن)گفت : هنوز علت مرگ مشخص نشده است و نیاز به گذشت زمان هست تا اطلاعات بیشتری کسب کنیم. پرویز یاحقی متولد1314درتهران بود . بنا بر گفته زنده یاد نواب صفا(ترانه سرا و مسئول برنامه موسیقی رادیودر دهه 1320)یاحقی از خرد سالی و بنا بر خواست او(نواب صفا)پای به رادیو گذاشت .در 18 سالگی به دعوت داود پیرنیا با برنامه گلها همکاری خود را آغاز کرد و در این زمان آهنگ" امید دل من کجایی" را ساخت که با صدای زنده یاد غلامحسین بنان اجراشد . ابوالحسن صبا ، حسین یاحقی ، مرتضی محجوبی ، علی تجویدی ، حبیب اله بدیعی ، محمد میر نقیبی ، نصراله زرین پنجه ، حسینعلی وزیری تبار ، حسین تهرانی وخود پرویز یاحقی اعضای ارکستری بودند که اثر این نوازنده و آهنگسازجوان را اجرا  می کردند. استاد پرویز یاحقی یکی از بهترین تکنوازان برنامه گلها بود ؛ او در عمر هنری خود صدها آهنگ زیبا ساخته بود که اغلب با صدای خوانندگان نامدار اجرا شده است ، آثار به جای مانده از این هنرمندبرجسته و بداهه نوازبرای هر شنونده ای الهام بخش و تاثیر گذاراست .

 یاحقی در اواخر عمر همچنان با ساز خود دمساز بود ولی راضی نشد تا در هیچ برنامه ای به طور علنی به اجرای برنامه بپردازد ؛ او در سال های اخیر چند اثر تکنوازی و همنوازی خود از جمله راز و نیاز ،طوبی و...را منتشر کرده بود. به سهم خودم مرگ ان استاد مسلم ویولون را تسلیت می گویم.

 

+ نوشته شده توسط احمد جلالی فراهانی در جمعه سیزدهم بهمن 1385 و ساعت 20:19 |

من شنیدم اما شما نشنیده بگیرد. ظاهراً مسئولان سازمان بهداشت جهانی نتایج آزمایشات ارسالی از طرف ایران به این سازمان را در خصوص داروی ضد ایدز قلابی دانسته و از مسئولین ایرانی خواستار ارجاع افراد مورد آزمایش به این سازمان شده است. این طور که برخی از مسئولین وزارت بهداشت می گویند داروهای به اصطلاح ضد ایدز بر روی چند بیمار هموفیلی مبتلا به ویروس HIV آزمایش شده و نتایج آزمایشات باب میل مسئولین نبوده . با این همه ظاهراً با دست کاری نمونه آزمایشات، نتایج مربوط به آن برای ثبت جهانی به سازمان بهداشت جهانی ارسال می شود که علی رغم ثبت اولیه با نمونه برداری دوباره گند کار بالا می آید و مسئولین سازمان جهانی از ثبت نهایی داروی به اصطلاح ضد ایدز خودداری می کنند. قرار بود خبر خوش کشف این دارو توسط رئیس جمهور در ایام دهه فجر اعلام شود. با این حساب باید منتظر ماند و دید که آیا چنین اتفاقی رخ خواهد داد!

+ نوشته شده توسط احمد جلالی فراهانی در سه شنبه دهم بهمن 1385 و ساعت 10:42 |

روزی که رئیس جمهور محترم در مجلس به شوخی در برابر اعتراض نمایندگان درباره گرانی گوجه فرنگی گفت : « گوجه فرنگی دم در خونه ما 1200 تومانه. » خبر نداشت که گوجه فرنگی دم در خونه اش 1500 تومانه. نسرین ظهیری رفته دم در خونه رئیس جمهور با آقا داوود میوه فروش محل احمدی نژاد حسابی گپ زده. خواندن این گزارش  خالی از لطف نیست. گزارش را می توانیداینجا بخوانید.

+ نوشته شده توسط احمد جلالی فراهانی در پنجشنبه پنجم بهمن 1385 و ساعت 21:15 |

ظاهراً افزایش 65 درصدی ورود دختران به دانشگاه ها در مقابل کاهش شدید ورود پسران به دانشگاه بد جوری بعضی از نمایندگان مجلس را شاکی کرده. به همین خاطر برخی از آنها تصمیم گرفته اند طرحی را به تصویب برسانند که بر اساس آن دخترها نمی توانند از یک درصدی بیشتر به  دانشگاه بروند. به نظر شما این همان تبعیض جنسیتی معروف نیست. به اعتقاد اين گروه از نمايندگان اين مساله و اين شيوه ورود به دانشگاه مي‌تواند خطرات بسياري را براي كشور به همراه داشته باشد كه دولت و مجلس بايد هر چه زودتر توجهي جدي به اين قضيه داشته باشند.

اين طرح كه چند سال پيش و يك بار در مجلس ششم هم مطرح شده بود، خيلي زود با واكنش وزارت علوم و بسياري از محققان و سياستمداران مواجه شد و حتي به طرح مساله به صحن علني نيز نكشيد. اما اين‌بار عده‌اي از نمايندگان مجلس به استناد آمار همان سال (79-78) يك بار ديگر خواستار محدوديت جنسي ورود به دانشگاه شدند.

به گفته اين گروه از نمايندگان به ازاي هر دانشجوي دانشگاه دولتي در سال معادل يك ميليون و 600 هزار تومان از بيت‌المال هزينه مي‌شود كه دختران هر چه قدر هم تحصيل‌كرده باشند، با توجه به شرايط فرهنگي و اجتماعي، نمي‌توانند در همه جاي اين كشور خدمت كرده و مشغول به كار شوند و اين به معناي هدر رفتن بيت‌المال است.از ديگر دلايل اين نمايندگان براي اعمال محدوديت جنسي ورود به دانشگاه‌ها، بالا رفتن سن ازدواج و افزايش طلاق است كه اين گروه معتقدند افزون شدن تعداد فارغ‌التحصيلان دختر در دانشگاه‌ها نسبت به پسرها، سن ازدواج و آمار طلاق را افزايش داده است.

خنده دار اینجاست که این آقایان با این استدلال که رفتن دختر به دانشگاه شایسته نظام خانواده نیست و باعث می شود که آمار طلاقها افزایش یابد می خواهند اجازه ندهند که دانشگاهها از دخترها پر شود!

+ نوشته شده توسط احمد جلالی فراهانی در پنجشنبه پنجم بهمن 1385 و ساعت 10:3 |

 گاهی خبری بیش از آنکه هولناک باشد و نگران کننده تأسف آور است. شرم آور است. به این خبر توجه کنید: « بر اساس اشتباه تايپي،  كسبه مشهد طي دو سال گذشته 10 برابر عوارض پرداخته‌اند.» شرم آور نیست؟ می دانید این خبر برای مملکتی مثل ما یعنی چی ؟ مدير درآمدهاي شهرداري مشهد گفته به دليل وجود اشكال تايپي و اضافه شدن يك صفر به تعرفه عوارض واحدهاي صنفي‌،‌ كسبه مشهد طي دو سال گذشته 10 برابر عوارض پرداخته‌اند.»

  محمد داورياري امروز در يكصد و پنجاه و پنجمين جلسه شوراي اسلامي شهر مشهد اضافه کرده در تعرفه عوارض واحدهاي صنفي كه دو سال پيش توسط شورا تصويب شد به دليل اين اشكال و عدم كنترل نهايي كسبه مقدار بيشتري عوارض پرداخته‌اند. رئيس شوراي اسلامي شهر مشهد نيز در پاسخ گفته احتمال اشتباه يك درصدي وجود دارد و نيازي به اصلاحيه نيست و خود آن را اصلاح مي‌كنيم. علي اكبر رزمي ادامه داده در صورت دريافت مبالغ اضافه به حساب بستانكاري كسبه منظور مي‌شود. وي همچنين پيرامون بررسي نحوه محاسبه عوارض پروانه هاي ساختماني از شهرداري در خصوص دريافت كم جريمه بابت نداشتن پاركينگ منازل انتقاد كرد. شهردار مشهد نيز در جلسه علني شوراي اسلامي شهر مشهد گفته شهرداري به جاي آن كه به فكر درآمد بيشتر باشد در انديشه درآمد پايدار است. هاشم بني‌هاشمي بر‌ توجه ويژه به صنعت ساختمان به عنوان يك صنعت اشتغال‌زا تأكيد كرد.حالا آقایان کسبه بگردند دنبال پولشون!

 

+ نوشته شده توسط احمد جلالی فراهانی در سه شنبه سوم بهمن 1385 و ساعت 13:35 |

امروز محاكمه اي در شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران برگزار مي شود كه يك طرف دعوايش محمدرضا گلزار است و مهناز افشار و طرف ديگرش هفته نامه « معما ». ظاهراْ اين هفته نامه مدعي شده كه محمدرضا گلزار بعد از فيلم « آتش بس » جهت درخواست ازدواج سراغ سركار خانم مهناز افشار رفته و از ايشان جواب نه شنيده.

هنرپیشه خوش تیپ سینما هم بعد از شنیدن و خواندن ماجرا در صفحات وزین این هفته نامه سراغ مهناز خانم افشار رفته و دوتایی بع این نتیجه رسیده اند که بهترین راه برای جلوگیری از هرگونه دردسر و شایعه این است که از هفته نامه مذکور شکایت کنند. اينكه چقدر اين داستان حقيقت دارد و چقدر دروغ است و چقدرش هوچي گري است و خالي بندي امروز تكليفش روشن مي شود. اگر خواستيد اطلاعات بيشتري راجع به اين موضوع بدانيد سراغ صفحه 14 تهران امروز برويد!  

+ نوشته شده توسط احمد جلالی فراهانی در یکشنبه یکم بهمن 1385 و ساعت 9:4 |